در ادامه پست اول مبحث "شیرین افزایش جمعیت و فواید آن":

 

7- افزایش اقلام سبد خوراک خانواده‌ها: کشورهای پرجمعیت، از هیچ ماده خوراکی نمی‌گذرند. از این طریق ضمن حفظ منابع غذایی، تنوع بیشتری در ذائقه مردم بوجود می‌آید. در هند و چین، حیواناتی مثل خرچنگ و ملخ نیز خورده می‌شوند. به این ترتیب با تنظیم خانواده‌ي ملخ‌ها به شکلی منصفانه، هم مزارع از خطر هجوم ملخ‌ها مصون می‌مانند و هم نیاز به دفع آنها با روش‌های شیمیایی (که به لحاظ زیست محیطي مضرند) نمی‌باشد. ارزش غذایی انواع ملخ که از غلات تغذيه می‌کند، کمتر از خود غلات نیست. بشرطی که در هنگام طبخ، خیلی سرخ نگردد. (مثل چیپس!)

8- افزایش شغل و درآمد ملی: با افزوده شدن منابع غذایی جدید به سبد غذای خانوارها، کارخانجاتی برای تولید و فروش چیپس ملخ و ژامبون خرچنگ نیز پا به عرصه می‌گذارند که در رشد صنعتی و کاهش بیکاری جوانان نیز تاثیر مثبتی دارند. به همین منوالGDP  و GNP مملکت نیز رشد خواهد کرد.

9- توسعه‌ي صنایع کپی‌سازی: با افزایش تعداد جمعیت، بازار کپی‌سازی صنایع نیز رونق بیشتری می‌یابد. صنعت کشورهای پرجمعیتی مانند پاکستان و چین، از بس رشد کرده و فتوکپی محصولات سایر کشورها را با قیمت کمتر از آنها تولید نموده که مردمش به این عمل عادت کرده‌اند و در تولید مثل، واقعا توليد مثل نموده و قاعده کپی برابر اصل است را رعایت می‌نمایند. از این رو اکثر مردم این کشورها، قیافه مشابهی با یکدیگر دارند!

10- توسعه‌ي فرهنگ و هنر: با افزایش تعداد آدم های باحال، هنر و صنعت سینما نیز دچار تحول و دگردیسی عظیمی‌ خواهد گردید. مگر ما چه‌مان از هندی‌ها کمتر است که روزی 20 فیلم می‌سازند؟! مطابق اسناد تاریخی که اظهار می‌دارند: "شکرشکن شوند همه طوطیان هند ... زاین قند پارسی که به بنگاله می‌رود!" لذا با قطع صادرات قند پارسی به بنگاله، این توانایی را پیدا می‌کنیم که با حال و هنری- که نزد ایرانیان است و بس- صنعت سینمای‌مان را نیز توسعه داده و "بالیوود" و "هالیوود" را در یک اقدام متهورانه، آچمز نموده و "حالیوود"ی برپا کنیم که بیا و ببین!   

11- افزایش وزن و اعتبار بین‌المللی: چین با یک میلیارد و خرده‌ای نفر جمعیت، در توازن بین‌المللی نقش انكارناپذيري دارد. بطوری که اگر مردم "چین و ماچین" اراده کنند و در یک آن همه با هم به هوا بپرند، (و يا كارهاي ديگري انجام دهند) قطعا در حرکت وضعی و انتقالی زمین و گردش شب و روز، تغییرات اساسی پدید می آید و زمین از مدارش خارج می‌گردد. لذا به همین دلیل در مجامع بین‌المللی، به "چین" حق وتو داده شده است! لذا اگر تعداد جمعیت کشور ما نیز به اندازه‌ي چین شود، ما نیز صاحب حق وتو می‌گردیم. آن وقت انرژی هسته‌ای (كه حق مسلم‌ ماست) روی شاخش است.

12- رشد دموکراسی و توسعه همه جانبه: با افزایش تعداد جمعیت کشور، به تعداد بیشتری نماینده برای حضور در مجالس قانونگذاری، نیاز خواهیم داشت. در این حالت علاوه بر "مجلس دانش آموزی"، دارای مجالس عوام، خواص، سنا و مجلس مسن‌ها نیز خواهیم گردید که گامی دیگر در جهت توسعه دموکراسی و بوروكراسي خواهد بود.

 

عجالتا همين دوجين دليل كافي است. بقيه‌ش باشد براي بعد.