يلداي آخر!
يكي از دوستان نازنينم -كه ميميرم اگر داغش ببينم!-
پريشب گفتگو ميكرد با من و يادم نيست او ميگفت يا من!
كه: «گر ديدي بدي از شخص بنده شنيدي يا ز من حرف گزنده
اگر از من طلب داري - كه داري!- و يا از كارهاي من شكاري
نهادي گر كه ماشين را جلو در و شد ماشين تو آن روز پنچر
اگر ديدي تو يخچال اداره پنيرت جابجا گشته دوباره
و يا ديدي و فهميدي كه بيشك به ناهار شما خوردهست پاتك
خلاصه هرچه ديدي يا نديدي و يا در موردم حرفي شنيدي
چه عمدي و چه سهوي، جان مولا بزرگي كرده و اكنون ببخشا!»
صدا را برد بالا و به فرياد گلوي خويش را جر داشت ميداد:
كه گر روز پس از يلدا پريديم حلالم كن اگر هم را نديديم...!
خلاصه گفت و گفت و گفت، تا من پريدم توي حرفش جفتپا، من!
كه: گر خوردهست چيزي بر ملاجت بگو تا زود بنمايم علاجت!
كه مانند تو – اينسان بيمحابا- نزد هرگز كسي زيرآب خود را!
مگر نزديك گرديده قيامت كه من بيهوده بنمايم حلالت؟!
ميان بحث، لبتاپش درآورد و يك ايميل از Inbox وا كرد!
نشانم داد و خواندم آن اباطيل كه كرده مغز او را پاك تعطيل
نوشته بود در آن ميل معدوم(!) به نقل از «نوسترا داموس» مرحوم:
Twenty first of December ، امسال به آخر ميرسد دنياي باحال...!
به او گفتم كه اينهاحرف مفت است اگرچه نوستراداموس گفته است!
مگر ايشان ز بيكاران ناساست كه گفته آخرين يلداي دنياست؟!
اگرچه باب طبع عام و خاص است وليكن پيشگويي بياساس است
مثالش پيشگوي داخلي بود كه نامش «نعمت ا... ولي» بود
مكن باور تو هر چيزي شنيدي وگرنه آبرو بر باد ميدي!
بيا با يكدگر شرطي ببنديم نتيجه هرچه شد، هر دو پسنديم:
نشد گر آنچه گفت آن ورپريده! بده يك پرس ششليك «پديده»!
وگر شد، هرچه كردي خوش بحالت كه همچون شير مادر شد حلالت!
به صرف خواندن يك متن ساده طرف بند خودش را آب داده
از آنرو كاين سخنها واقعي نيست گمانم «نوستراداموس» چينيست!
يكيمان قطعا از بازندگان است قضاوت با شما خوانندگان است
منتشر شده در شهرآرا
رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار؟