نقد و نقبي بر غزل عشقولانه‌ي  مرد رند

 

شب‌هاي من شب بود، قيراندود بود

نام‌برده عموما علاقه دارد كه خودش را تافته‌ي جدابافته فرض كند. يك‌جور خودرنجور خواهي مزمن دارد! شايد هم ماژوخيسم! از فحواي مصراع، اين‌طور برمي‌آيد كه به‌زعم وي شب‌هاي ديگران، شب‌هاي آفتابي يا حداكثر مهتابي است و تنها شب اوست كه ديجور است! همين ديگر! اگر مختصري مطالعه مي‌داشت، لابد اين بيت حافظ را مي‌ديد كه: "شب تاريك و بيم موج و گردابي ... الي آخر"!

زبان ما كه مو درآورد ازبس به اين جوان‌ها(!) ‌گفتيم مطالعه كنيد و به خرجشان نرفت! علي‌ايحال توصيه‌ي مؤكد بنده به امثال ايشان اين است كه به جاي شعر گفتن، گاهي هم شعر بخوانند! آن‌هم نه فقط شعر قدما، بلكه ضروري است كه به متأخرين هم التفات ويژه مبذول دارند.

مصراع كاربردي: "ز من پر گفتن، از تو كم شنيدن؟!"

ازسوي ديگر، تلاش مذبوحانه‌ي ايشان در دست‌يابي به يك زبان خاص من‌درآوردي، قابل تحسين است. لكن اين ره كه ايشان مي‌رود به قبرستان (يا قبرس) است! سعي وي بر اين است كه به تلفيقي از زبان آركائيك و زبان مدرن دست بيابد. زهي خيال باطل! در ادبيات يا بايد رومي رومي (یا نهایتا سعید ارومی!) بود يا زنگي زنگي!  اگر به برخی(!) برنخورد، باید بگویم که راه‌راهی و گورخر بودن نفعي ندارد!

باز جاي شكرش باقي‌ است كه در صرف زمان اين شب، به ماضي ساده رضايت داده‌اند و الا اگر بنا بود از ساير زمان‌ها -مثلا حال استمراري- استفاده كنند، مستمرا حال‌گيري مي‌شد! ان‌شاءالله كه در سايه‌ي دولت عدالت‌گستر نهم، با برق‌دار شدن همه‌ي در و دهات، مشكل تاريكي ‌محله‌ي زندگي ا‌يشان نيز حل شده باشد. الهي آمين!

اگر تعبير "قيراندود" را حلاجي كنيم، از سه كلمه‌ي "قير+ اندر+ دود" تشكيل شده است كه در اثر كثرت استفاده(!) جزء "در" از كلمه‌ي "اندر" افتاده است! البته برخي نيز معتقدند كه "قير+ اندود" درست‌تر است. اين‌قدر كه به عقل خودمان هم مي‌رسيد. لابد غرض و مرضي داشتيم كه آن يكي معني را شكافتيم!

از لحاظ فيزيولوژي و علم‌الاشياء، قير يكي از مشتقات نفتي است كه غالبا در آب‌بندي كردن جاهايي كه نم پس مي‌دهد (مثل پشت‌بام‌ها) كاربرد دارد.

آگهي/ميان‌پرده‌ي بازرگاني: قير پالايشگاه اصفهان، مرغوب‌ترين و معروف‌ترين نوع قير است كه باعث مي‌شود هيچ‌عضو و مكاني - ولو ذره‌اي- نم پس ندهد!!

قير همچنين در آسفالت كردن معابر عمومي و خصوصي، كاربرد بسيار دارد. از موارد استفاده‌ي ديگر قير، استعمال آن به‌شكل داغ و به‌همراه قيف در تأديب و تدريس علم ادبيات به گناه‌كاران مي‌باشد. جهنم كه مثل اينجا نيست كه يك روز قير نباشد، يك روز قيف، يك روز هم مسئول مربوطه!

...

فعلا که ادامه دارد

...