11

به شدت كار كردن خلق و خويش     اقامت توي پاستور آرزويش

عمل گويا نكرده لهجه‌اش را     كمي ته لهجه مانده در گلويش!

  

12

بسيجي وار باشد كارهايش    به پست اصلا نباشد اعتنايش

شبيه آب خوردن هست گويا    تونل سازي و پل سازي برايش

 

13

خوشا آن كس كه رويي باز دارد   طرفداري چو من طنّاز دارد

بده فرمان دولت را به آن كه              گواهينامة پرواز دارد

 

14

براش فرقي نداره، گرمه، سرده!    تو كارش جدّيه، اهل نبرده

هواپيما براش عين دوچرخه‌س   كه يك بارم باهاش پنچر نكرده

 

15

يكي در طرقبه مشغول كار است           يكي هم توي كار خشكبار است

در اين فاميل هركس كاره‌اي هست    رئيس جمهور بعدي، شهردار است

پی نوشت: از قدیم گفته اند: تا «سه» نشه، بازی نشه! فلذا با انتخاباتیه سوم، این بازی هم به پایان رسید!