توليد انبوه، ممنوع!
از زمان مرحوم "تیلور"۱ به این سو، در ممالک راقیه دنیا، یکی از روشهای رشد اقتصادی که امتحانش را به خوبی و خوشی پسداده، "تولید انبوه"۲ است. البته این پسدادن از آندست پسدادنهایی نبوده و نیست که بتوان با عایقهای نوظهوری همچون "ایزوگام" و "مای بیبی" به سادگی جلویش را گرفت!
امروزه توان و دانش فنی جوامع، باعث تمایز و شاخص شدن قدرتهای بزرگ از سایر دول میشود. اما همیشه هم این طوری نیست که پیشرفتهای تکنولوژیک، عامل تعیین کنندهی غایی ابرقدرت بودن دولتي باشد. یک وقتی امریکا و ژاپن حرف اول و آخر (یا از سوي ديگرحرف آخر و اول) را در تکنولوژی و صادرات میزدند، اما این روزها میشنویم که عموما فریاد "هاچین و واچین، از تولید چین" سر میدهند. فیالواقع ممالکی مانند هند و چین، مدام در پی تولید انبوه بوده و از طریق تولید (و تولید مثل) بیشتر، توانستهاند صاحب وزن بیشتری در معادلات بینالمللی نيز بشوند.
در روزگاری نه چندان دور، امریکا به ژاپن و ژاپن نیز به چین (و بنا بر استقراء ریاضی، امریکا به چین!) تجاوز نظامی کرده و دمار از روزگار مردم آن دیار برآوردهاند. اگر امروزه می بینیم که طوفانها و زلزلههای پیاپی، چپ و راست دامن امریکا و ژاپن را میگیرد لابد به تقاص آن تجاوزها و تطاولهای پیشین است، که گفتهاند:
بیت: آه یتیم اثر کند ... شب نکند، سحر کند!
برخی از بادشناسان معتقدند که طوفانهای اخیر امریکا، از عزم ملی مردم چین سرچشمه میگیرد و این لابد هنگامی است که مردم چین، از سر دلسوختگی مفرط، بطور همزمان تصمیم میگیرند فاتحهای مع الفوت(!) نثار جد و آباد امریکایيان کنند. باز جای شکرش باقی است که آب دهانی نثار نمیکنند، چرا كه: قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود...
اینجاست که تئوری تولیدگرای "تیلور" امریکایی، بلای جان خودشان شده است.
بیت: "چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید ... گفتا: ز که نالیم که از ماست که بر ماست"
این دلیل و دلایل کم اهمیت دیگر باعث شده است که زعمای علوم مختلفه، برای حفظ خيلي چيزها از جمله آبروي خويش و همچنين منابع طبیعی، در تلاش برآیند تا بلكه با استدلالات گوناگون بر این تئوری خط بطلان بکشند. الحمدلله كه تا كنون، پای استدلالشان چوبین از آب درآمده و صاحب دلیل را بر مرکب چوبین نشانده و راهی دیار ترکستان کرده است. اما به هر تقدیر این خط و نشان کشیدنها، گاهی هم جواب داده و باعث افزودن استثنائاتی به این تئوری سنتی شده است. نمونهاش را فيالحال عرض ميكنم:
برخی به صرف اینکه در گذشته، کشورشان مهد علم و ادب بوده است، خودشان را میگیرند و باد به غبغب میاندازند. فارغ از اینکه: "گیرم پدر تو بود فاضل ... از فضل پدر تو را چه حاصل؟"!
بنابراین برای عقب نماندن از قافلهي نظريهپردازان جهاني و نشان دادن اينکه چه مایه علم و هنر در انبان داریم، بنا داریم تئوری نخنما شدهي "توليد انبوه" را از دو منظر علمي و ادبي حلاجی کنیم:
* از منظر علمي:
در علم اقتصاد رابطهی مستقیمی بین تقاضا و عرضه وجود دارد، یعنی با افزایش (کاهش) یکی، دیگری نیز افزایش (کاهش) مییابد. بنابر اصول "تولید" با "مصرف" رابطهی مشروع و مستقیمي دارد. میدانیم۳ که منابع آبی جهان محدودند و برای جلوگیری از بحران آب، باید در مصرف آب صرفهجویی بکنیم. اصولا مصرف آب، تولید فاضلاب را به دنبال دارد و با افزایش مصرف این، تولید آن دیگری هم، اتوماتیک افزایش مییابد.
تصور کنید مردم چین بخواهند در مصرف آب، زیادهروی کنند (مصرف انبوه)، فارغ از ايجاد بحران بيآبي براي سراسر جهان، براساس رابطهی مذكور تولید فاضلاب نیز به طرز وحشتناکی بالا میرود (تولید انبوه). مخصوصا اگر چینیان بخواهند برای تلافی نامردی ژاپنیها در جنگهای گذشته، این تولیدات انبوه را روانهی آن کشور کنند. چه شود!!
بیت اصلاحي: اگر که چین را به ژاپن بود میلی ... برايش میفرستاد طرفه سیلی!
فلذا به مصداق این گفتهي معروف که: "مصرف بیرویه، کار خیلی بدیه" ، معلوم میشود که "تولید بيرويه هم کار خیلی بدیه"!
* از منظر ادب و هنر:
از ديدگاه صنايع ادبي، "توليد انبوه" ، هموزن و همجنس "توليد اندوه" بوده و ميتوان با آن مقايسهاش كرد. در دنياي پرتنش و پر استرس امروز، بسياري از مردم دچار افسردگيهاي حاد ميباشند. بنابر توصيهي روانپزشكان كساني كه افسردهاند، بايد بكوشند از عوامل توليد اندوه، دوري گزيده و حتيالمقدور براي رفع و دفع اندوه، گاهي بزنند به كوه!
دوبيتي:
اگر افسردهاي، گاهي برو كوه ... در آنجا دفع گردد از تو اندوه
وليكن "دفع" را محدود بنماي ... نكوهيده است چون توليد انبوه!
در واقع به بيان ديگر، ممكن است كه در جريان دفع اندوه، برخي فضولات اضافي ديگر نيز از آدميزاد دفع بشود كه با توجه به بحران آب (خصوصا در كوه و در و دشت!)، بعضا براي خودش و سايرين، مشكلساز خواهد شد. بيهوده نيست كه قدماي هنرمند ما اين بيت نغز و كاربردي را سرودهاند و در برخي مكانهاي خاص، بر در و ديوار نوشتهاند:
بيت كاربردي: خواهي كه نبينند رفيقان هنرت را ... برخيز و بكش سيفون بالاي سرت را!
ملاحظه فرمودید؟! برای زدن زیرآب تئوری قدیمی و پیشپا افتادهی "تولید انبوه"، مثل ریاضیدانان دست به دامن برهان خُلف شدیم. استدلال باید اینطوری همهجانبه باشد تا حتی مو، لای درزش نرود.
اين دو مثال نقض، نشانتان داد که "تولید انبوه" همیشه پسندیده نیست. البته این موضوع درموارد دیگری همچون تولید جمعیت نیز کاربرد دارد، چرا که هرچه جمعیت بیشتر شود، مصرف آب و به تبع آن تولید فاضلاب، نيز بیشتر میشود.
رباعی:
تولید نفوس اگر که همچین نشود ... جمعیت ما مشابه چین نشود
ای مردم مملکت ! مراقب باشید ... تا آتیهتان دچــار نفـریـن نشود!
رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار؟