اين دولت حرف بزن کم دارد (قسمت اول)
علياکبر جوانفکر، مشاور مطبوعاتي رييسجمهوری، در جمع خبرنگاران در مسجد حجتابنالحسن(ع) مشهد ايرادات(!) بسيار مهمي داشتند:
- وي در پاسخ به سوالي درباره توقيف سه روزه خبرگزاري فارس گفت: اين برخورد يک تجربه جديد و درس عبرتي براي اين خبرگزاري در عرصه رسانه شد.
قربانتان بروم، يعني ميفرماييد بقيه رسانهها از جمله كيهان بابت سوتي هايشان نياز به عبرتآموزي ندارند؟
- راهکار، دستوري نيست که دولت دستور دهد.
تو را به جدت همين لالاييها را براي رئيست بخوان بلكه خوابش ببرد و به قول سعدي (عليهالرحمه)، ثوابي نيز عايدش گردد!
- در دولت نهم سه برابر دولتهاي قبل و بعد از انقلاب کار شده و در حوزههاي مختلف داراي جهش بوديم.
دولت هاشمي، كه بعدها به دولت سازندگي مشهور شد، به فراهمآوري زيرساختهاي تخريبشده در دوران جنگ تحميلي 8 ساله مشغول بود.
دولت خاتمي، كه بعدها به دولت دارندگي و برازندگي (و براي زندگي) مشهور خواهد شد، نسبت به حفظ و بهبود ميراث مانده از دول قبلي اهتمام ورزيد. عليرغم تمام چالشها و بحرانهاي داخلي و خارجي در آن دوران (هر 9 روز يك بحران)، درايت آن سيد خندان، آرامش و سكون را براي كابين و كابينهي كشتي شناور در درياي طوفانزده، به ارمغان آورد.
عليرغم احترامي كه براي ميزان زحمتكشي دولت احمدينژاد قائلم، اما زحمتهاي ايشان، در حد مختصري باعث به زحمت افتادن مردم دنيا و بهطريق اولي مردم ايران، شده است! فيالمثل هيچ عقل سليمي منكر زحمتي نيست كه كارگران ساختماني در تخريب يك بنا متحمل ميشوند! لكن چنانچه اين زحمت با زحمتها و رحمتهاي تكميلي ساخت و ساز همراه نگردد، آيا شايستهي تكريم و تقدير خواهد بود؟
بيت: "درشتي و نرمي به هم در به است ... چو فاصد كه جراح و مرهم نه است"
از آنجا كه بسياري از هموطنان شريف و زحمتكش ما (به معني مثبت كلمه) در يك جهش بيسابقه، به زير خط فقر تشريف بردهاند و از اين بابت اندكي احساس باخت بهشان دست ميدهد، لذا احتمالا اين دولت، بعدها به دريافت لقب "دولت بازندگي" مفتخر خواهد شد!! خوشبختانه با هماهنگي انجام شده با متخصصين مؤدب ژنتيك، ايشان معتقد شدند كه بازندگي، همان برازندگي است، منتها براي انطباق بيشتر با گفتههاي مشاور جوانفكر رئيس جمهور محترم، دچار جهش ژنتيكي موسوم به موتاسيون شده و كروموزوم "ر" خود را از دست داده است!
- در بحث سيمان به زودي توليد آن به 55 ميليون تن افزايش خواهد يافت و نزديک به 40 درصد افزايش توليد خواهيم داشت.
ضربالمثل: ديگران كاشتند و ما خورديم!
چهار سال تجربهي شخصيام در صنعت سيمان كشور، ميگويد در بهترين حالت وضعيت سياسي، اقتصادي و تكنولوژيكي كشور، بهطور ميانگين احداث يك كارخانهي سيمان از مرحلهي شروع مطالعات امكانسنجي تا بهرهبرداري از آن حداقل 3 سال، به طول ميانجامد.
ضربالمثل تكميلي: كار را كه كرد؟ آن كه تمام كرد!!
+ به علت وفور مطالب قابل گير در اين سخنراني، اين گير و دار ادامه دارد!
رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار؟