عمرا تعطیل!
فعلا از خفقان گرفتن منصرف شدهايم و تصميم گرفتهايم كه خودمان را به يك متخصص روده درازي نشان بدهيم تا اين رودهي صابمرده را قدري كوتاه كند! همه چيزي درازش خوب است الا روده! تا بوده همين بوده! لذا از همينجا عرضه ميداريم كه:
"ابن محمود! – كه خوش خاطر ما را ميخواست-
چون كه حق گفت، جدل با سخن حق نكنيم!"
و از بوالفضول نازنين، هم - كه ميخواست با دو بيت زير، پير ما را در بياورد!- خواهش ميكنيم به جوانيِ پيرِ ما ببخشايد!
"پيرتان گفت که کم بنويس وبيش بخوان
آفرين بر هنر دوخت پاپوشش باد!
پيرتان گفت - نه آن پير، یکی پیرترش! -
هر که تعطيل کند ؛ لعنت ما نوشش باد!"
حالا بياييد با هم دعا كنيم كه:
ابن محمودا! ما به گیر تو جوانی دادهایم! ... گیر خود از ما دریغ مدار! که گفته اند:
" اگر با دیگرانش بود میلی ... به من بهر چه می گیرید لیلی؟!" (می گیرید! = گیر 3 پيچه می داد!)
قطعه: این گفته که فرمود به ما، پیر خرابات
از بس كه شكر داشت، نهاديم(ش!) به قندان
خنديد و چنان گفت كه ما نيز بخنديم
احسنت به اين پير، به اين سيدِ خندان!
کوچکتر از آنیم که شوخی(!) بنماییم
رندیم و نصیحت بپذیریم ز رندان
البته - جسارت نشود - قاعده اين است:
هرگز نرود ميخ فرو ... داخل سندان!
لازم ميدانم از لسان خودم، از همهي دوستان و آشناياني كه از راههاي دور و نزديك قدم رنجه فرمودند و كوتاهي نكرده و ما را دلداري دادند، (ر. ك. به اينجا) سپاسگزاري نمايم. از اينكه به جهت شدت تاثر و تالم روحي قادر به پاسخگويي درخوري نبودم، سخت پوزش طلبيده و اميدوارم كه خدا جوابتان را بدهد! انشاءالله در شاديهايتان جبران كنم.
رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار؟