به گزارش فردا كه همين ديروز منتشر شد، استاندار مازندران در گفتگو با ايرنا اعلام كرده است:
- "اگر مدير مجردي در استان (مازندران) هست بايد يا سريعا ازدواج كرده و يا از كار بركنار شود."
- "ابوطالب شفقت" در جلسه شورای فرهنگ عمومی مازندران در استانداری افزود: زنان بدحجاب کارمند ادارات مازندران اخراج میشوند."
احتمالا اين تهديدها، تنها دامان مديران مذكر مجرد را هدف قرار ميدهد. وگرنه چشمپوشي از دستهي ديگر بواسطهي توانمنديها، نقاط قوت و نكات برجستهاي كه دارند، عمل خوشايندي نيست!
همه ميدانند كه كار جوهر مرد است. چنانچه مردي بيكار بماند، آخر و عاقبت جوهرش از دو حالت خارج نيست: يا خشك گرديده و بلا استفاده ميشود! يا از برخي نقاط انتهايي (مثل برخي خودكارها!) پس ميدهد! كه در هردو صورت، صورت خوشي ندارد!
معمولا مديران مجرب و مجرد (مخصوصا از نوع دولتياش) تواناييهاي بسياري در كارآفريني دارند. تقديرنامهها و آفريننامههايي كه چپ و راست، بابت كارهاي بسيارشان به ايشان تقديم ميگردد، گواه اين مدعاست.
مصراع: چيزي كه عيان است، چه حاجت به بيان است؟
با عنايت به اين موضوع، قاعدتا نبايد اين دسته از مديران را از كار انداخت! چرا كه ممكن است پس از بركناري، فيالمجلس نسبت به تاسيس شركتهاي خصوصي اقدام كرده و در راستاي مهرورزي و پاسداشت ادبيات كارآفريني، دست همكاران اخراجي (و كمي تا قسمتي بدحجاب) خود را نيز بگيرند. در اينصورت، جناب استاندار به هدف غايي خود كه امر به معروف (تزويج و ترويج ازدواج) و نهي از منكر (جلوگيري از بدحجابي) است، نايل نخواهند شد.
بيت: اي كه دستت ميرسد كاري بكن ... پيش از آني كز تو نايد هيچ كار!
ضمن تائيد بيانات گهربار فوق، براي كاربردي شدن نظرات درخشان ايشان، پيشنهادهاي زير را تقديم ميكنيم:
1- حتيالمقدور، مديران مجرد با بانوان مجردي كه در آن اداره مشغولند، وصلت نمايند. به اين ترتيب بانواني كه يحتمل به دلايلي مجبور بودند بخشي از زيباييهاي خدادادي و اكتسابي(!) خود را در معرض نمايش بگذارند، با يافتن "آقا بالاسر"، به هدفشان دست پيدا ميكنند!
2- آقاي استاندار درصورت دعوت شدن به مراسم جشن، ضمن حفظ ارزشهاي اسلامي با آوازي رسا -كه به غنا نيانجامد- اين مصراع را بلند بلند بخوانند: "ما براي وصل كردن آمديم!"
3- با توجه به تقطيع كلمهي مازندران، بايد همهي آحاد ملت در جريان باشند كه اصولا تا وقتي مديران با زن در آن استان هستند، مديران بي زن در آن استان جايي ندارند!! اين نكتهي ادبي را در سخنراني بعدي خود، حتما ذكر كنند.
4- آن دسته از مديران مجرد كه توانايي مالي و جاني(!) كافي دارند، به شرط برقراري عدالت و رعايت اصول تنظيم خانواده، ميتوانند تا 4 ازدواج دائم و به تعداد مورد نياز ازدواج موقت داشته باشند. ارائه تصوير عقدنامهها و صيغهنامهها، به دفتر استاندار الزامي است. ضمنا بد نيست براي توانگران(!) مزبور، جوايزي نظير كليد طلايي ويلاهاي دوبلكس در "خزرشهر" يا "نمك آبرود"، در نظر گرفته شود!
شعار تبليغاتي: "هر عقدنامه در هر روز يك امتياز!"
5- در اسرع وقت ريشهي كساني كه به فرمايشات حكيمانهي ايشان، كم محلي ميكنند با تبر قطع شود! بيهوده كه آن ديار را "طبرستان" نناميدهاند! بنابراين بايد با رعايت موازين شرعي، "دست در دست هم نهيم به مهر ... ميهن خويش را كنيم آباد". همچنين به جاي درختان بيبر و بي سر و همسر، بايد در سراسر استان درختان بارور و بارآور كاشته شود.
بيت اصلاح شده: كه "مازندران" شهر ما ياد باد ... ادارات آن نيز آباد (و آزاد) باد!!
توضيح غير ضروري: براي رسيدن به آزادي و حفظ آبادي(!)، قيد بعضي چيزهاي كماهميت (مثل وزن شعر!) را بايد زد!!

