سابق بر اين در باغها، بيدهايي تشريف داشتند كه در مقابل انواع بادهاي موافق و مخالفي چون باد شمال و باد صرصر (و سرد سرد!) هم نميلرزيدند چه برسد به بادهاي بهاري! در روزگار نانوتكنولوژي (و در اينجا ننو تكنولوژي!)، همهي چيزها فانتزي شدهاند. حساسيتهاي فصلي و موضعي، خصوصا حساسيت به فصل بهار نيز بهوفور مشاهده ميشود. حتي تيرآهنهاي سابقا زمخت نيز به محض اينكه تن لختشان در معرض وزش باد بهاري قرار ميگيرد، از ترس زنگزدن خودشان را هفت لا پوشانده و از ديدهي خريداران مشتاق، پنهان ميكنند. گويا نشنيدهاند كه:
بيت: گفت پيغمبر به اصحاب كُبار: تن مپوشانيد از باد بهار!
بهاينترتيب اقلام بيمصرفي نظير تيرآهن كه عليرغم استحكام ذاتي، جايگاه محكمي در سبد مصرفي حمايتي خانوار ندارد، با وزيدن اولين باد بهاري و مشاهدهي رويش گل و نسرين به باغ، سرخود و بدون هماهنگي با مقامات ذيربط و بيربط، به حالت ويبره رفته و از خود بيخود ميشود. اين بيخودي در ادامه منجر به نوعي خود كم بزرگبيني افراطي گرديده و باعث ميشود نامبرده، قدر و قيمت خويش را فراموش و براي خود جايگاهي در عرش اعلا تصور نمايد!
بيت اصلاحشده:
بود "قد"(/قدر) تو همچون تيرآهن تو "قدر" خود نميداني چه حاصل؟!
از آنجا كه در ساخت پلهاي روگذر عابر پياده مقادير معتنابهي آهنآلات و ساير اقلام ساختماني حساس به فصل بهار(!) بهكار ميرود، واضح است كه با آغاز بهار هزينهي ساخت اين پلهاي مرتفع، سر به فلك ميزند.
به همين دليل محكم و محكمهپسند، وزير محترم راه و ترابري جناب آقاي مهندس رحمتي، در مصاحبه با ايسنا اعلام كردند: " بهدليل هزينههاي سرسامآور نبايد انتظار داشته باشيم تا در آزادراههاي كشور در مقابل هر روستا، پل زيرگذر يا روگذر عابر پياده احداث كنيم."
بديهياست كه براي ساخت گذرگاههايي از اين دست، دولت محترم بايستي نسبت به خريد و تصرف زمين مورد نياز اقدام نمايد كه در اين وانفساي بيجايي و گراني زمين (فارغ از هزينههاي ديگر)، جدا چنين انتظاراتي خیلی بيجا هستند!!
آندسته از خلقالله كه به غلط گمان ميكنند ارزش جان انسانها از هزينههاي مترتب بر ساخت پلهاي عابر پياده آن هم در مقابل روستاها و دهكورهها، بيشتر است، لابد قيمت دستشان نيست!
مصراع كاربردي: قدر زر زرگر شناسد، قدر پل را "رحمتي"!
اينجانب ضمن حمايت اصولي از اين گفتهي نغز و پرمغز، از زحمات شبانهروزي اعضاي دولت خدمتگزار، عليالخصوص ايشان و ساير دستاندركاران ذيربط در ريشهكني چالههاي (سابقا) موجود در جادهها و گذرگاههاي كشور، قدرداني مينمايم.
در همين راستا و ساير راستاها(!) بستهي پيشنهادي زير، به سايرين + ايشان (=سریشان!) تقديم ميگردد:
1-هزينهي احداث، نصب و راهاندازي يك گذرگاه عابر پياده در يك آزاد راه، دست كمي از ساخت يك بيمارستان مجهز ندارد! لذا توصيه ميشود بجاي ساخت گذرگاه، در كنار هر روستاي نزديك به آزاد راه، بيمارستاني احداث گردد كه ورود به آن براي عموم از جانگذشتگان و از جادهگذشتگان، "آزاد" باشد. به اين طريق هم شاخصها و استانداردهاي بهداشتي و سلامتي جامعه افزايش مييابد و هم خيل كثيري از دانشآموختگان بيكار، سركار گذاشته ميشوند.
2-پر واضح است كه در اين وانفساي گراني ملك و تكميل ظرفيت گورستانهاي شهرها، ضروري است كه بهموازات ساخت بيمارستان، نسبت به تجهيز گورستانهاي نزديك به روستاها نيز اقدام گردد. بدين شكل، مشاغل مرتبط با كفن و دفن نيز از رونق بيشتري برخوردار ميگردند و دعاي ذينفعان، بهرهي اموات جناب وزير ميگردد!
3-از آنجايي كه رانندگان فهيم، هنگام نزديك شدن و عبور از باجههاي اخذ عوارض، غالبا سرعت خود را كم كرده و بعضا براي استراحتي مختصر در آنجا توقف ميكنند، لذا ساخت عوارضيهاي مجهز در آزادراهها (و عليالقاعده در نزديكي هر روستا) بايد در دستور كار وزارتهاي مرتبط قرار گيرد! بهاين ترتيب، علاوه بر كاهش آسيبهاي ناشي از تصادفات و حوادث ناگوار جادهاي، آزادراههاي كشور نيز به خودكفايي كامل رسيده و به معناي واقعي، "آزاد"ي در آنها نهادينه ميشود. براي تصديگري اين عوارضيها و غرفههاي كاربردي عرضه مستقيم محصولات، روستائيان مجاور در اولويت قرار دارند.
4-براي كاهش هزينههاي انجام بستهي پيشنهادي فوق، توصيه ميگردد ساكنين دهات پراكنده، كاسه كوزهي خود را جمع كنند و در محلهاي نزديك به عوارضيها و بيمارستانهاي فوقالاشاره، پهن نمايند! از قديم گفتهاند: "يك ده آزاد(!) بهتر از صد شهر خراب". اينچنين، ضمن ريشهكن كردن فقر ناشي از كمبود امكانات، كلاندههاي جديدي ايجاد ميشوند كه در نوع خود در دنيا بينظير خواهد بود. همچنين در هزينههاي ديگر از قبيل حمل و نقل، ارتباطات و ... نيز به نحو احسن صرفهجويي ميشود! (احسنت!)
