
به "ايران اير" بر گشتم1 صباحي
"شنيدم ناله و افغان و آهي!" 2
صداها مختلف بودند، يعني
صداي آه بود و قاهقاهي!
صدا از داخل كابين ميآمد
جلو رفتم بيندازم نگاهي
تمام درزها را بسته بودند
به هر ترتيب پيدا گشت راهي
سريعا چشمها را زوم كردم
مگر بينم نشاني از تباهي
دو مهماندار ديدم، سخت زيبا
يكي چون لكلك و آن يك چو ماهي
يكيشان باز بود و اهل شوخي
يكي غمگين چو كفترهاي چاهي
نبيند چشمتان روز بد، آنجا
نديدم هيچگونه اشتباهي!!
سريعا گوش خود را تيز كردم
- اگرچه بود اين كارم گناهي!-
شنيدم اينكه مهماندار ميگفت:
سراغ من ميآيد ترس گاهي
شده گويا به "ويران اير" تبديل
هواپيمايي ملي شاهي!
ندارد امنيت پروازهامان
ميافتيم آخرش، خواهي نخواهي!
رفيقي يافتم در "لوفتهانزا"
به من داده است قول، اما شفاهي!
كه من را كارهاي سازد در آنجا
گذارد بر سرم تاجي، كلاهي!
دعا كن بعد اصلاحات بيني
شوم مستخدم آنجا، الهي!
...

توضيحات مترجم!
1- بر گشتم: بر شدم، سوار شدم!
2- در برخي مجالس ترحيم و تدفين، قليلي از وعاظ و مادحين محترم، مصراع را اينچنين قرائت ميكنند:
"شنيدم ناله و آه و فقاهي!!"

