برخوردها مسبّب حذف خلاف شد؟! يعني كه دشنه و قمه، كلا غلاف شد؟!
گفتند كه: اراذل بيرحم پايتخت نام و نشان منزلشان انكشاف شد
آغاز شد شب و عمليات، توامان بر نحوهي مواجهه نيز ائتلاف شد
آمد يگان ويژه و گردن كلفتها شد حالشان گرفته، چو وقت مصاف شد
يك عده از اراذل معروف مايهدار چون برق اين خبر بهشان تلگراف شد
بايد چه كرد؟! دست تغابن به سر زدند مابين لاتهاي محل اختلاف شد
آن عدهشان كه مختصري عقل داشتند تصميمشان فرار به اقصاي خواف شد
هركس گريخت يك طرف و جاهل محل مشغول پاك كردن اطراف ناف شد!
آن يك به چاك جاده زد و نيمه شب گريخت و اين يك به كوه رفت و به بالاي قاف شد!
سوراخ موش را دو سه ميليون تومان خريد بهر نجات خويش، فرو در شكاف شد
و آن گندهلات يكهبزن كاو نزد به چاك شد جلب آن زمان كه به زير لحاف شد
پالان بهدوش و پاي برهنه، ميان شهر - پالانش البته مدل دستباف شد-
بر گردنش حمايلي از آفتابه داشت چون سينهريز بود و بهايش گزاف شد۱
آب زلال داخل آن آفتابه بود عُق زد ز بس، نهايتا آبش مضاف شد!۲
البت(!) به سادگي كه نميكرد اعتراف تغيير رأي داد چو باتوم شياف شد!
فحش و فضيحت و تس و تيپا جواب داد هرچه شرور بود، بري ز انحراف شد
هركس مخلّ امنيّّت اجتماع بود آدم شد و دهن مهنش(!) صاف صاف شد!
گشتند تار و مار اراذل، شبيه سوسك و اين حمله هم ملقب به "پيفپاف" شد!
...
حجم خلاف و جرم پس از ختم طرح فوق كمتر نشد كه هيچ، دوچندان اضافه شد
* ضمنا اگر مايل بوديد در همين راستا مجددا بخوانيد: برخورد از نوع اول ، یک جور قند مكرر (كه با لهجهاش ميشود گند مكرر!)
-۱-

-۲-

