براي دوست عزيز جلال سمیعی
ديگران هم ميتوانند بخوانند و حالشو ببرند!
اي رفيقي كه چاق هستي تو قد نصف اتاق هستي تو
خواستگاري كه ميروي يكبند فكر مهر و طلاق هستي تو
"تنگچشمان نظر به ميوه كنند" در پي كل باغ هستي تو
سخت جاني، چو "بود اسپنسر" شاق مالا يطاق هستي تو
شايعاتي شنيدهام، گويند: با "رابينهود" اياق هستي تو
با رفيقش، جناب "جان كوچولو" گوييا باجناق هستي تو!
تو "ممل امريكايي" مايي عاشق قالپاق هستي تو!
پيش مشت تو هيچ باشد گرز عين چوب و چماق هستي تو
از پلي تكنيك آمدي بيرون زيرك و قالتاق هستي تو
مدعي گر بياورد زپرشك دائم الجفت و تاق هستي تو
راديو با تو ميشود روشن در حقيقت چراغ هستي تو
در "جواني به وقت فردا" نيز بهترين اتفاق هستي تو
طنز تو غرق ميكند ما را مثل يك باتلاق هستي تو
----
تکمله دوستان و ارادتمندان:
یه ارادتمند (به هر دوطرف؟!):
مطمئنی که واقعا با او یک دل و یک سیاق هستی تو!!؟
طنز تو اشک را در اورده مثل پوس پرتلاق هستی تو
توضیح : پوس پرتلاق = همان پوست پرتقال است در زبان کودکانه ی دری!
شعر، اي همدم قديمي من قار قار كلاغ هستي تو
زير دندان صبر ساييدي باجناق سماق هستي تو
از خودم دور مي شوم هر روز قاتل اشتياق هستي تو
لااقل چند روز لاغر باش بيش از اندازه چاق هستي تو
ایضا یه ارادتمند :
پیش این طنز های لوس و خنک قند و چایی داغ هستی تو
چون که ما را گرفته ای تحویل تا ابد چلچراغ هستی تو!!
گرچه حشو است لفظ "هستی تو" لیک نیکو به دل نشستی تو
من همان حشو را کنم تکرار لایق چند ناز شستی تو
شعر چاقت به دل نشسته ولی قافیه را ولش، خودت چاقی؟؟؟

