خوابم ميآمد؛ از دهنم خُـرّ و خُر گرفت
نمنم ميآمد اشك مـن، امــا دم غروب
بيجا و بيدليل، يُهو شُـرّ و شُر گرفت
بيزحمت رژيم غذايي، پزشك عشق
سرويسمان نمود و ز ما خواب و خور گرفت
من چيم كمتر از پسر لوس كدخداست
كز بين عاشقانــش(!) مرا فاكتور گرفت؟!
تنها به اين دليل كه ريشش چنان بز است
ناخوانده درس، وي لقـب پُرفُـسور گرفـت!
مشكوك بود چون به هپاتيت و ايدز، رفت
يك مدرك از اَنِـسـتـيـتـوي پاســـتور گرفت
و از دخـتـر شـبـيـه گــل روسـتـــــاي مــا
وي "بعله" را بهضرب بجنب و تزور* گرفت!
هنگام ميكـــس كردن فيلم عروسـياش
ذكر : "فانهو وجب السانسور!" گــــرفت!
ديلاق و بيكلاس و بداخلاق و گوژپشت
او شوهر اختيار نكرد، او "شتر" گــرفت!!
* - آگاهان معتقدند كه تلفظ اصولي و درست اين كلمه، تزول است. ولي من چون تركي بيلميرم، ميگويم: تزور! با معنياش(!) هم كاري ندارم. زورم زياد است، كسي حرفي دارد؟!
