تبليغاتX
مرد رند! - نهضت سدسازی

مرد رند!

تحفه‌ي نطنز

جمله زحمت‌كش و دانشمنديم

اهل كاريم اگر بي‌كاريم

ما به اين دولت دانا و شجاع

احترامات خفن بگذاريم!

پيش از اين در همه‌جا خشكي بود

حاليا گل همه‌جا مي‌كاريم

همگي نهضت سدسازي را

مي‌ستاييم و گرامي داريم

كوروش! آسوده بر آن تخت بخواب

چون‌كه ما در وطنت بيداريم

تا بشوييم تو را بر سر تخت

بايد آب از سر سد برداريم!

---

پ.ن:

برخي دوستان عزيزتر ازجان، از تنبلي‌ ما گلايه فرمودند و صد البته كه حق با ايشان است.

عذر تقصير دارم و سعي در جبران مافات.

صله‌ي رحم‌ (يكايك‌تان) بر ذمه‌ام است و گردنم هم از مو باريك‌تر.

 

اما به قول حافظ:

عشق است و مفلسی و جوانی(!) و نوبهار

عــذرم پــذیـر و جـرم بـه ذیـل کــرم بـپـــوش!

 

اما اين عدم صله ارحام(!) چندان هم بي‌حكمت و بي علت نيست!

علت: سرپيري درگير چيدن چند هندوانه‌ي رسيده(!) شده‌ايم كه بايد يك‌دستي - عليرغم اين كمردرد صاحاب‌مرده!- برشان داريم. اين است كه مجال كمتري داريم. ديرادير آپديت كردن (و استفاده از آب سد سيوند در مطالب وبلاگ) هم به همين علت است.

حكمت: من نبودم دستم بود، تقصير اين دوستم بود!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 10:22  توسط رند عالم‌سوز  |