بازگشت سرفرازانه و غرورآفرين فرزند برومند آقاي دكتر محسن رضايي (سردار محسن رضائی سابق) را از ينگه دنيا به ميهن پهناورمان - كه تصادفا مصادف با فيلترينگ و مسدود شدن سايت بازتاب، شده است- به فال نيك گرفته و اين دو واقعهي مهم و تاريخي را به خانوادهي فهيم و غيور ايشان و ملّت تاريخدوست، آگاه و هميشه حاضر در صحنهمان، تبريك ميگوييم.
ضمن آرزوي سلامتي و توفيق روزافزون براي ايشان، اميدواريم كه تعطيلات نوروزي، در ايران به ايشان خوش بگذرد و باز هم از اينطرفها بيايند! (البته پس از اتمام معالجات، بهبودي كامل و انجام تحصيلات تكميلي و ...!)
همچنين دعا ميكنيم كه خداوند همهي از دستدر رفتگان(!) اخير را به دامان پرعطوفت و سرشار از رأفت اسلامي دستگاه قضايي، بازگرداند! چون بعيد است از اينترپول(!) كاري بربيايد!
غزلی گفتهام ۲۴ بیت!!
مسدود شد اين سایت، چرا؟! چون خطري بود!
دائم پي چو افكني و پردهدري بود
اين سايت كه منسوب به "سردار رضايي" است
بين در و همسايه آژانس قَدَري بود
از جنبش هر پشّه(؟!) رپرتاژ تهيه
ميكرد و ميآورد به هرجا خبري بود
...
از بس كه همين "میم.ف"ي پشتهمانداز*
پشت همه انداخت، تو گويي کمری بود!
(منظور من از قافيهي پيش، "تویوتا"ست
تعبير بد آن كرد كه قدري حشري بود!)
بر عكس كسان طنز نوشت از بس اين مرد
آمد به خيالم كه عجب كرّهخري بود!!
با خوردن شير و شكر و قهوه، موافق
در تندنويسي، يل صاحبنظري بود!!
با اين كه روان بود و ملس طنز وي، امّا
يكخرده دهنلقّ و کمی نیز جري بود
كس چشم ندارد كه رقيبش بشود سر
و اين یک نفر از قاعدهي فوق بري بود!!!
...
گفتند: كه باز آمده فرزند رضائي
فرزند بزرگش كه قديماً ددري بود!
فرماندهي محرز سردار رضايي
شد ختم ازآنرو كه ورا پور كري بود!
هرچند به او گفت: نرو! ، گوش نفرمود
از بس كه جوان سمج و خيرهسري بود
آن رفتن و اين آمدنش، فايده پُر داشت
بدبختي اگر بود، فقط مختصري بود
با رفتن او شد پدرش غيرنظامي
و از آمدنش سهم پدر، دربهدري بود!
و آن جمع كسل را كه از اين سايت خبر بود
حاصل همه بيحاصلي و بيخبري بود!
تقديم كنم جايزه او را كه بگويد:
جز رفتن و برگشتن، او را هنري بود؟!
...
اي كاش قدم داشتي، اي ابنرضايي!
يا لااقل اين آمدنت را ثمري بود
گر داشتم از آمدن تو خبر، اي خوب!
مذبوح جلو پاي شما گاو نري بود!
گفتند پناهنده به U.S شده بودي
اي كاش تو را زاين غلط بد، مفري بود!
از بخت بدت زود شدي مثل تفاله
ديپورت شدي و آن سفر خوش، گذري بود!
ما مخلص باباي تو هستيم وليكن
اين كار تو درغايت سادهنگري بود!
جاي پدرت بودم اگر، توي فرودگاه
همراه شيرينيِ ترم، چوبِ تري بود!
...
"صد شكر كه اين آمد و صد حيف كه آن رفت"
اين ورد زبان ملك و جن و پري بود
رو راست بگويم اگر آن منبع اخبار
مسدود نميشد، روش خوبتري بود!
"میم.ف" طنزنویس بلابردهي سايت بازتاب است كه قلم شيريني دارد! نكتهها و حاشيههاي برعكسي كه بر عكسها (يا برعكس) مينوشت، دوست داشتني بودند! روحش شاد!! توضیح دیگر اینکه با ایشان هیچگونه پدركشتگياي نداشته و نداريم!!
...
تكمله دوستان:
اوقات خوش آن بود كه در غرب بسر شد
باقي همه بيحاصلي و دربدري بود!
آن رند كه بر صورت خـــــود "ماسك" همي زد
طناز و بسي خوشمزه چون "جيم كري" بود!
از فن كمـــــــــر گيري او مــــــــــن چه بگويم؟
( انگــــــــــار كن از فتنه ي دور كمـــــري بود!)
مي گفت غزل... بيست وچهار بيت به يك ربع!
الحق والانصاف كه بسيـــــــار سريــ...(!) بود!!
رند عالم سوز در پاسخ به بوالفضول:
یک ساعت و نیمی ز من این شعر زمان برد!
تا تایپ شد این شعر، دو ساعت سپری بود
آن لینک که در "پشت" و "تویوتا"ست، ببینید
مــرقــوم کـنیـد ار کـه شـمـا را نـظـری بـود!!!
ای رند بنازم که چه اشعار تری بود
آن پور رضایی پسر خیره سری بود
حرفات قشنگ است خودت خیلی ملوسی
از قورمه ی سبزی توی شعرت اثری بود
رندانه غزل ساختی ای رند جهانسوز
در پیش قصیده ، غزلت مختصری بود
دادی به تویوتا تو چرا نمره ی قزوین
آن هم"کرولا" بود ، تو گفتی"کمری"بود
از شاعر ما گفتن این شعر بعید است
شاید که بغل دست شما جنّ و پری بود
در مورد اشخاص مشو این همه حساس
تا بود جهان ، نبض مسافر سفری بود
آن آمد و این رفت ، تجارت به ازین باد
سود و ضرر این بار کمی سر به سری بود

