تبليغاتX
مرد رند! - مناظره و مسايجه با حافظ در باب طرح هماهنگ حقوق و ساير ابواب!!

مرد رند!

تحفه‌ي نطنز

حافظ شيرازي در اس.ام.اسي كه براي ما فرستاده، خطاب به ما –كه از جمله‌ي كارمندان تحتِ پوشش طرح هماهنگ حقوق مي‌باشيم- فرمود كه:

"بشنو اين نكته كه خود را ز غم آزاده كني ... خون خوري گر طلب روزي ننهاده كني!"

در واقع به‌زبان ادبي به امثال ما ‌رساند كه:

"بي‌خودي روي‌تان را زياد نكنيد! از پول و پله‌ي بيشتر خبري نيست، چرا كه علف خرس نمي‌باشد! اين پول‌‌ها سهم متخصصين انكشاف و استخراج نفت است. همان‌ها كه سال‌ها خونِ دل و دود چراغ نفتي را تواما خورده‌اند و دم برنياورده‌اند تا به‌جايي برسند. آنها سزاوار برخورداري بيشتر از اين طلاي سياه سوخته مي‌باشند. همان‌هايي كه بوي سرسام‌آور و نفرت‌انگيز نفت را استنشاق مي‌كنند و به‌جاي خون، نفت در رگشان جاري است! به قول معروف: تا نفت در رگ ماست ... حقوق‌مان هم بالاست! "

و سپس بين نگارنده و حافظ، مسايجه‌اي سهمناك درگرفت. حاصل يكّي به دوي ما را ببينيد:

  

"با دل خونين لب خندان بياور همچو جام"

جام را ول كن كه باشد محتواي آن حرام!

سعي كن تا خرج و برج خويش را ميزان كني

چند مي‌گويي دهانم صاف شد از قسط وام؟!

خُب(!) نگير اين وام‌ها را تا نگردي اين‌چنين

موقع پس دادن قسطش، عبوس و تلخ‌كام

 

"گفت آسان گير بر خود كارها كز روي طبع ..."

چشم بسته غيب گفتي توي اين وضع درام؟!

گر به‌كل اجرا نشد طرح هماهنگ حقوق

هي نگو: اينجا هوا صدتاست با يك پشت‌بام!

اين فضولي‌ها نمي‌آيد به تو، خاموش باش

تا ببيني در عوض توزيع مي‌گردد سهام!

سربه‌راهي و قناعت موجب آسودگي است

سخت مي‌گيرد جهان، بر مردم جوياي نام!

 

"تا نگردي آشنا، زاين پرده رازي نشنوي"

پس بكوش اي آشنا، تا آشنا گردي مدام

گر نداري پارتي يا پول جدا مرخصي

شمر هم شمشير مفتي در نياورد از نيام!

 

"در بساط نكته‌دانان خودفروشي شرط نيست!"

هی! مواظب باش و در دستت نگهدار احترام!

پيش من قپّي نيا، رُستم ز من ترسد از آنك

پاره كرده موضع ناجور خر را ادّعام!!

 

"رند عالم‌سوز را با مصلحت بيني چه‌كار؟"

مصلحت فعلا چنين باشد: سلام و والسلام!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 9:14  توسط رند عالم‌سوز  |