اندر دودار (ديدار از راه دور!) م.ر.ت :
به قول شاعر: دودار شد ميسر و بوس و كنار، خير!!
تو نذاشتي سير نگات كنم دکی چقده ماشالله فرز و چابكي
من تصورم يه چيز ديگه بود يه قيافهي تميز ديگه بود
به خيالم اين هوا(!) سيبيل داري رو نوك دماغتم زيگيل داري!
به خيالم كه فسيلي دکی جون ولي سخت تو اشتبا بودم، جَوون!!
تو وُلِك! بچهي آبادان بودي؟! تو رفيق فابريك ابن محمودي؟!
حالا فهميدم بالاس كلاس تو ميدوزي از رو فَشِن لباستو
قربون زلفاي فلفل نمكيت قربون خندههاي زير زيركيت
نمك موهات چقد زياد شده! سواد زياد واسه موهات بده!
قربون اون چشاي ريزت برم! قربون صندلي و ميزت برم!
نشد اونجا من و تو آشنا بشيم يه ذره با هم بيشينيم، پا بشيم!
مثل بندِ تنبونِ كوتا شدي چقده زرنگ شدي، بلا شدي
من ميخواستم كه بپرسم حالتو ولي كوتاس مثيكه مجال تو
زدي زود به چاك و رفتي خونهتُ حالا اين دل ميگيره بهونهتُ
نشدا! قرار بودش ببينمت گل بوسه بشي، من بچينمت!
تو 2در كردي و من خمار شدم بيشتر از پيش عاشق شكار شدم
هي گرفتم ديگرون ُ بوسيدم مث گل شدم، يهو پلاسيدم
ايندفه گذشت، باشه يه بار ديگه توي جشن بعدي، يه قرار ديگه!
حالا فهميدي با كي هستي طرف؟ نميگم كيام! ميذارمت تو كف!
پی نوشت: مجوز آغاز مطایبه!

