تبليغاتX
مرد رند! - تغییر و تغیّر!

مرد رند!

تحفه‌ ي نطنز

من برای امر تغییر آمدم

البته یک‌خرده‌ای دیر آمدم

از جوانی در پی این منصبم

تا به حالا که شدم پیر، آمدم

از شکم سیری نگشتم نامزد

من ز روی عقل و تدبیر آمدم

دور قبلی، خواب نوشین سحر

شد سبب کز اوج به زیر آمدم

چِرت و پِرتش، چُرت و پُرتم پاره کرد

زین سبب یک‌خرده دل‌گیر آمدم

عکس و مدرک گر ز ما رو می‌کند

بنده هم با فیلم و تصویر آمدم

هاله‌ی نور و غذا و پارچ نفت

با سی‌دی از بهر تکثیر آمدم

راستی! او را نباشد روده راست!

از برای رفع این گیر آمدم

تا کنون دنبال فرصت بودم و

حالیا مانند یک شیر آمدم

جنگل مولاست نزد او جهان    

بهر صید او به نخجیر آمدم

...

ای جماعت! فصل، فصل سبزی است

من پی اثبات آن میر آمدم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 16:22  توسط رند عالم‌سوز  |