تعطيلات آخر هفتهي پيش، دو روزي سر به بيابان گذاشته بودم. نيمهشب، از سر تفنن و دلتنگی، اس.ام.اسي براي يكي دو تن از دوستان صاحبدل فرستادم.
شاهد ارتباط: شقایق را چه ربطی با شقیقه؟!
آن قلندري كه به روي خودش نياورد و جوابي نفرستاد، منتظر عقوبتش باشد! انشاءالله در یکی از ايام الله خرداد، مفصلا به حسابش خواهم رسيد!
اما سايريني كه بد موقعي SMSمذكور به دستشان رسیده بود، زير لب گفتند: "بر خرمگس معركه لعنت!" (خبر موثق دارم كه صداهاي ظريفي نيز زیر لب دعاي مذكور را تكميل كردند كه: بيش باد!!)
و اما مسايجهي دوستانهي رند عالمسوز و بوالفضول الشعرا خالي از لطف نيست، بخوانيد:
قوت قلب ميدهد به حقير
تكه و لطف گاه و بيگاهت
مدتي هست سر به من نزدي
كور شد چشم بنده در راهت
اي كه از بنده شكوه سر دادي
مـــن به قربان چشم در راهت
من كه هي ميفرستمت پيغام
يا به وبلاگ، يا به همــراهت!!
مدتي هست سر به تو نزدم؟!
... آفــرين بـر ضميــر آگـاهت!!
نگران گشتم اي رفيق شفيق
چيست حرف پيام كوتاهت؟
هست چيزي كه من نميدانم؟
كاين چنين كردهاي جدا راهت!
افترا بستهاي كه: سر نزنم
به وب شوخ و شنگ و دلخواهت
پس كه بود اين كه دوش، تير كامنت
به كمان كرد و زد به "وب"گاهت؟!
حقهي مهر بر همان مهر است؟
شد خيالم از اين جهت راحت
يك دو روزي است خارج از شهرم
بيخبر از جمال چون ماهت
اي كه هستي هميشه همراهم
باد دست خدا به همراهت!

