روز پدر بر تمام مردان و نامردان (زنان!) مبارک باد.
اي بيپسر! بكوش كه صاحب پسر شوي
تا همدم زني نشوي، كي پدر شوي؟!
يك خرده ترس دارد اگــر حوض ازدواج
بايد درون آن بپري تا كه تر شوي!
درجلسهي معارفه بايست دل بــري-
از آنطرف، كه صاحب قلبي دگر شوي
شانست اگر بگويد، از آن لحظه قادري
در منزل پدر زن خود مستقر شوي
در محضر طلاق ( ببخشيد! ) ازدواج!
با چشم بـــاز وارد مــرز خــطـــر شوي
گر دستشويي از مس بيهمسري، يقين
با ازدواج صاحب سرويـس زر شوي
البت(!) خريد حلقه و سرويس با شماست
بهر عيال بايــــد سرويـسخـر(!) شوي
گر زور عشق وي، بود از مادر تو بيش
هي سعي كن كه از پدرت خوبتر شوي
روز پــدر كه مي رسد از راه ، غالــبا
با اخذ يك هديه بسي مفتخر شوي
شورت و جوراب داخل آن هديه است ليك
بهبه بگو ، شما كه بنا نيست شر شوي
شكر خدا بكن، كه گرفـتي هـديـهاي
دور از شماست غربتي و پردهدر شوي
شمشي بخر براي زنت، روز زن كه شد
ورنه تو را كچل كند و خونجگـر شـوي!
پــــول زيـــــاد گـــر بتـوانـي در آوري
در هــر زمينه قادري صاحبنظر شـوي
از بعد حجله كار شما ميشود شروع
بايد ز خانواده و فاميل ســــر شـوي
قانع مباش گر كه خدا داد "گلبهسر"!
از او بخواه صاحب يك "گلپسر" شوي*
گر مايلي چو بُز بشود فرز، لازم است
هي با عيال راهي كـوه و كـمــر شوي
بايست دائـما بخــــري و بيـــاوري
يعني براي خاطرشان باربـــر شــوي
آن خندق بلا نشود پر به سادگي
جز اينكه خود گرسنه و بيخواب و خور شوي
امـا اگـــر به تربيتش ارج كـم نـهـي
چون گنده گشت،صاحب يك نرهخر شوي
فــرزنــد دودمــان پـدر ميدهد به بـاد
اينسان بهراحتي تو به افلاك بر شوي
اهل و عيال مـغـز تو را ميخورند ، تا
قاطي كني و نيمه خل و كور و كر شـوي
تا آن زمان كه "اشهد" خود را ادا كني
اي بيپسر! بكوش كه صاحب پسر شوي
...
اينگونه نيز ميشود اين شعر را سرود:
اي بيپدر! بكوش كه صاحب پدر شوي!
* در بعضي نسخ اينطور آمده است: هرشب تلاش كن پدر "گلپسر" شوي!
