تبليغاتX
مرد رند!

مرد رند!

تحفه‌ ي نطنز

چند روز پيش، ناگهان بوالفضول زنگ زد(!) و دعوتم كرد به خواندن شعر طنزي در روزنامه‌ي كيهان (تاريخ سه شنبه 8 مرداد 1387 )
گفتم: آقاجان، بي‌خيال! اين چه طرح دعوت كردن است؟ آخر خواندن روزنامه كيهان يك‌ماه و نيم پيش چه لطفي دارد؟
گفت: تو ببين، جالُبه!!

رفتم و ديدم كه بله! روزنامه‌ي مزبور، در يك اقدام متهورانه، شعر "اي بي‌پسر بكوش كه صاحب‌پسر شوي" مرا به اسم بوالفضول الشعرا چاپ كردند!  

 حكايت

از كسي پرسيدند: نظرت راجع به جلال آل احمد چيست؟
گفت: نويسنده‌ي زياد خوبي نيست. فقط كتاب بوف كورش نسبتا خوب است.
گفتند: "بوف كور" كه نوشته‌ي صادق هدايت است.
گفت: بفرما! نگفتم؟! يك كتاب خوب هم داشت كه معلوم شد كس ديگري برايش نوشته است!

حالا حكايت ماست. يك شعر نسبتا خوب هم داشتيم كه تـقّـش در آمد به اسم يكي ديگر چاپ شده است!

 البته برادران و خواهران كيهاني از اين سوتي‌ها كم ندارند.
نمونه‌اش ماجراي "بوشهري بودن اوباما" است كه كيهان با استناد به خبر آي‌طنز آن را چاپيده بود و با اقدام بموقع (/بيموقع!) محمود خان فرجامي گندش درآمد.
يا چند سال پيش كه خبر درگذشت "عباس خوش‌عمل" (شاعر طنزپرداز سابقا مستقر در صفحه‌ي پاتنوري مجله‌ي جوانان امروز متخلص به شاطرحسين) را چاپ كرده بود. فردايش شاعر نسبتا(!) "خوش‌عمل" مذكور در يك عكس‌العمل ناخوشايند، مطلبي با عنوان: "مرگ مي‌خواهي برو كيهان!" در روزنامه‌ي اطلاعات نوشت و به‌آن وسيله به همگان نشان داد كه:
بيت: "نميرم از اين پس كه من زنده‌ام... كه تخم سخن را پراكنده‌ام"

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 13:12  توسط رند عالم‌سوز  | 

يك: دكتر محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور در گفت‌وگوي زنده تلويزيوني، درخصوص رفتار نامناسب برخي كشورها با مسافران ايراني تصريح كرد: "قريب به اتفاق كشورهاي دنيا به مردم ايران احترام مي‌گذارند ولي در صورت مشاهده رفتارهاي نامناسب توسط برخي كشورها دولت ايران نيز رفتار متقابل با اتباع آنها را در پيش خواهد گرفت".

يك و نيم! مزيد امتنان است اگر كسي پيدا شود و فقط يكي از اين كشورهايي را كه به ايراني‌جماعت احترام مي‌گذارند، معرفي کند!

يك و خرده‌اي! گفتند يافت مي‌نشود جسته‌ايم ما!

...

دو: به گزارش خبرنگار «تابناك»، روز گذشته، هنگامي كه پرواز ساعت 17:30 هواپيمايي ماهان وارد ترمينال شماره 2 دوبي شد، مأموران امنيتي، پانزده نفر از مسافران ايراني را جدا كرده و پس از آن‌كه آنها را كاملا برهنه كردند، به بازجويي از آنان پرداختند. آنها همچنين الفاظ ركيكي را نثار اين مسافران و مقامات كشورمان كردند و به رغم آن‌كه هيچ نشانه غيرامنيتي نيافتند، از عذرخواهي نيز خودداري كردند.

تا كنون خبري از واكنش حميدرضا آصفي، سفير جمهوري اسلامي ايران در دوبي در دفاع از شهروندان كشورمان نرسيده است.

دو و نيم! بيا با هم بريم سفر دوبي، دوبي!

دو و خرده‌اي 18+! تا بشيم برهنه در دبي، دبي!

...

سه: دكتر حميد بهبهاني به عنوان سرپرست وزارت راه و ترابري معرفي شد. حميد بهبهاني معاون برنامه‌ريزي و اقتصاد حمل و نقل رحمتي بود و دکتراي راه و ساختمان از دانشگاه فلوريداي آمريکا دارد. بنا بر اظهار برخي، ساخت دوربرگردان كه از راه‌هاي كنترل ترافيك در دوره شهرداري احمدي‌نژاد بود، ايده اين استاد راهسازي و مهندسي ترافيک دانشگاه بوده است.

 حتي ايده پروژه پر سر و صداي مونوريل هم به وي نسبت داده مي‌شد، اما ايشان که در آن زمان توجیهات فراوانی را در جهت اجرای این طرح در جلسات شورا و افکار عمومی داشت، پس از طی مدت 5/2 سال از کلنگ‌زنی پروژه گفته بود: "من پروژه منوریل را به شورای شهر ارائه نکرده‌ام، بلکه این شورای شهر بود که پروژه را به من تحمیل کرد. اگر من به شورا لایحه دادم که کسی را اعدام کنید آیا شورای شهر نباید لایحه را بررسی کند؟!"

  سه و نيم! "بوي شير از لب همچون شكرش مي‌آيد ...گرچه خون مي‌چكد از شيوه‌ي چشم سيهش"!

...

چهار: آقاي پروفسور حميد بهبهاني، معاون سابق حمل و نقل ترافيك شهرداري تهران و صاحب‌نظر در زمينه طرح زوج و فرد كردن خودروها، در خصوص ضرورت احداث منوريل در تهران گفت: «ما منو ريل احداث مي‌كنيم كه جوان‌هاي ما هم در كشور خودشان داشته باشند كه اگر كسي گفت منوريل، نگوييم منوريل چيه؟ شتره؟ خرگوشه؟ و بگوييم ما هم در كشورمان منوريل داريم»!

(به نقل از روزنامه‌ي مرحوم «شرق» شماره 97 مورخ 3 دي 82)

چهار و نيم!  ايشان در بداهه‌گويي و غيب‌گويي با چشمان كاملا بسته(!)، دست فيروز كريمي را هم از پشت بسته‌اند. ما كه لنگ انداختيم!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 10:30  توسط رند عالم‌سوز  | 

 

- در بحث پودر لباسشويي دولت ورود نداشته است، احتکار عده‌اي، کمبود مصنوعي و افزايش قيمت را در پي داشت و دولت با اين وضع، سوبسيد اين كالا را برداشت تا در جاي ديگر مورد استفاده قرار دهد، به زودي بازار از انواع پودرهاي شوينده پر خواهد شد.

برخي دلايل را نمي‌توان گفت. به عنوان مثال يكي از علت‌هاي اصلي آزاد سازي پودر لباس‌شويي، همين بود كه برخي از مرفهين بي‌درد كه ماشين‌هاي لوكس سوار مي‌شوند، ناخن خشكي نموده و به جاي استفاده از شامپوي ماشين، از اين پودرهاي ارزان براي شستن ماشين‌هاي گرانشان استفاده مي‌كردند! نه شما را به خدا، اين درست است؟! پيش خودشان نمي‌گويند كه اين پودرها باعث خراشيدگي آن رنگ نازنين مي‌شود؟! فلذا دولت محترم مجبور شد براي جلوگيري از اين خسارات احتمالي، بعد از قطع سهميه‌ي بنزين ماشين آن دسته، پودر ماشين لباس‌شويي را نيز آزاد كند تا ديگر هيچ مرفه بي‌دردي از اين غلط‌هاي زيادي نكند! آزادي كه مي‌گويند يعني همين!

ان‌شاءالله بزودي، تكليف ساير تسهيلات ارزان يا رايگان از قبيل نرخ توقف در معابر كه توسط اخاذين محترم خوش‌تيپ (برادران پاركبان)، استفاده از خيابان‌هاي عمومي و مال بيت‌المال و ... نيز روشن خواهد شد!

توضيح توانيري: لطفا در ساعات روشنايي هوا و ساعات كم‌بار، اين روشن‌سازي تكاليف انجام گيرد تا با افت فشار برق در مدار مواجه نشويم! صرفه‌جويي كم مصرف كردن نيست، درست مصرف كردن است.

توضيح توضيح توانيري(!): يعني مأخذ اخذ اين‌گونه تصميمات الهامي را از خواب شبانگاهي، به خواب قيلوله شيفت بدهيم تا در مصرف انرژي، صرفه‌جويي بشود!!

فقط يك نگراني كوچك باقي مي‌ماند و آن هم نحوه‌ي برخورد برخي با احاديث و روايات موجود درباره‌ي نظافت و پاكيزگي است! از جمله: النظافة من الايمان. البته در اين گراني‌ها، جاي نگراني نيست! زيرا مردم خوب و متدين ما، كه در صحنه‌هاي مختلف انقلاب و جنگ و ... دين خود را ادا نموده و هزينه‌ها‌ي دين‌داري خود را به‌نحو احسن پرداخته‌اند، اين آزادسازي و افزايش هزينه‌ي دين‌داري را به نوعي فتح‌الفتوح تلقي كرده و حاضرند از نان شبشان بزنند تا نظافت رعايت گردد!

 

- فعاليت‌هاي دولت به نحو مطلوب به گوش مردم نمي‌رسد

بيت اصلاحي: گوش اگر گوش من و ناله اگر ناله‌ي توست ...  آنچه البته به جايي نرسد، فرياد است!

 

- دولت در انجام کارهاي تبليغاتي ناتوان است و به سمت کار گرايش دارد تا گفتن...

انجام پاره‌اي از كارها، نياز به برخي مواد و كالاهاي وارداتي دارد كه متاسفانه در شرايط تحريم، ورود اين اقلام با دشواري روبرو است، اغلب بزرگان اين حرفه در تاييد ما، با ناتواني دولت در انجام اين كارها، همراه و هم‌داستان هستند! منتها هر درد و مرض و ناتواني‌ي علاجي دارد، علي الخصوص ناتواني در تبليغات! بد نيست كه مشاور محترم مطبوعاتي، سري به آگهي‌هاي تبليغاتي روزنامه‌ها بزنند و داروي ناتواني را در آنجا جستجو نمايند. جوينده عاقبت يابنده است!

 

- آدم حرف بزن در دولت کم است

يك جور حرف مي‌زنند، آدم به غلط خيالات برش مي‌دارد كه نكند عزيزان روشن‌ضمير هيئت دولتي، جملگي روشندل و روشن‌زبان تشريف دارند! و به تعبير قرآن: صمٌ بكمٌ عميٌ فهم ...!

بيت بي‌ربط: من گنگ خواب‌ديده و عالم تمام كر ... من عاجزم ز گفتن و خلق از شنيدنش!

توضيح يكي از اراذل آدم شده: حواست باشد! حرف بزن كم داريم، دستِ بزن زياد داريم ها!

 

- بر خلاف دولت گذشته که حرف بزن زياد داشت اين دولت حرف بزن و سخنگو کم دارد.

اينكه مشاور مطبوعاتي رئيس جمهور، بخش اعظم سخنراني‌شان را به موضوعات غيرمطبوعاتي و غيرفرهنگي، اعم از فني، تكنولوژيكي، سياسي، عبادي، اقتصادي و ارزي و غيره تخصيص مي‌دهد، خود دليل محكمي است بر اينكه اين دولت بي‌زبان، آدم حرف بزن كم دارد! بيچاره سخنگوي دولت از بس گرفتاري‌ دارد، حتي فرصت هماهنگي با رئيسش و شنيدن خبر عزل و نصب وزرا را هم ندارد و از اخبار به‌روز به‌عنوان دروغ 13 نام مي‌برد!

اين طوري است كه رئيس محترم دولت مجبور مي‌شود كه عليرغم ميل باطني، يك تنه جور هزار نفر سخنگو را بكشد و خوراك خبري خبرنگاران و نويسندگان (خاصه طنزپردازان كمي تا قسمتي محترم) را فراهم ‌كند. نمونه‌اش همين اخباري كه به سخنگوي رسمي دولت، الهام نشد ولي به رئيس جمهور الهام شد و افشا كرد!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 16:14  توسط رند عالم‌سوز  | 

علي‌اکبر جوانفکر، مشاور مطبوعاتي رييس‌جمهوری، در جمع خبرنگاران در مسجد حجت‌ابن‌‌الحسن(ع) مشهد ايرادات(!) بسيار مهمي داشتند:

- وي در پاسخ به سوالي درباره توقيف سه روزه خبرگزاري فارس گفت: اين برخورد يک تجربه جديد و درس عبرتي براي اين خبرگزاري در عرصه رسانه شد.

قربانتان بروم، يعني مي‌فرماييد بقيه رسانه‌ها از جمله كيهان بابت سوتي‌ هايشان نياز به عبرت‌آموزي ندارند؟

 

- راهکار، دستوري نيست که دولت دستور دهد.

تو را به جدت همين‌ لالايي‌ها را براي رئيست بخوان بلكه خوابش ببرد و به قول سعدي (عليه‌الرحمه)، ثوابي نيز عايدش گردد!

 

- در دولت نهم سه برابر دولت‌هاي قبل و بعد از انقلاب کار شده و در حوزه‌هاي مختلف داراي جهش بوديم.

دولت هاشمي، كه بعدها به دولت سازندگي مشهور شد، به فراهم‌آوري زيرساخت‌هاي تخريب‌شده در دوران جنگ تحميلي 8 ساله مشغول بود.

دولت خاتمي، كه بعدها به دولت دارندگي و برازندگي (و براي زندگي) مشهور خواهد شد، نسبت به حفظ و بهبود ميراث مانده از دول قبلي اهتمام ورزيد. عليرغم تمام چالش‌ها و بحران‌هاي داخلي و خارجي در آن دوران (هر 9 روز يك بحران)، درايت آن سيد خندان، آرامش و سكون را براي كابين و كابينه‌ي كشتي شناور در درياي طوفان‌زده، به ارمغان آورد.

عليرغم احترامي كه براي ميزان زحمت‌كشي دولت احمدي‌نژاد قائلم، اما زحمت‌هاي ايشان، در حد مختصري باعث به زحمت افتادن مردم دنيا و به‌طريق اولي مردم ايران، شده است! في‌المثل هيچ عقل سليمي منكر زحمتي نيست كه كارگران ساختماني در تخريب يك بنا متحمل مي‌شوند! لكن چنانچه اين زحمت با زحمت‌ها و رحمت‌هاي تكميلي ساخت و ساز همراه نگردد، آيا شايسته‌ي تكريم و تقدير خواهد بود؟

بيت: "درشتي و نرمي به هم در به است ... چو فاصد كه جراح و مرهم نه است"

از آنجا كه بسياري از هم‌وطنان شريف و زحمت‌كش ما (به معني مثبت كلمه) در يك جهش بي‌سابقه، به زير خط فقر تشريف برده‌اند و از اين بابت اندكي احساس باخت بهشان دست مي‌دهد، لذا احتمالا اين دولت، بعدها به دريافت لقب "دولت بازندگي" مفتخر خواهد شد!! خوشبختانه با هماهنگي انجام شده با متخصصين مؤدب ژنتيك، ايشان معتقد شدند كه بازندگي، همان برازندگي است، منتها براي انطباق‌ بيشتر با گفته‌هاي مشاور جوانفكر رئيس جمهور محترم، دچار جهش ژنتيكي موسوم به موتاسيون شده و كروموزوم "ر" خود را از دست داده است!

 

- در بحث سيمان به زودي توليد آن به 55 ميليون تن افزايش خواهد يافت و نزديک به 40 درصد افزايش توليد خواهيم داشت.

ضرب‌المثل: ديگران كاشتند و ما خورديم!

چهار سال تجربه‌ي شخصي‌ام در صنعت سيمان كشور، مي‌گويد در بهترين حالت وضعيت سياسي، اقتصادي و تكنولوژيكي كشور، به‌طور ميانگين احداث يك كارخانه‌ي سيمان از مرحله‌ي شروع مطالعات امكان‌سنجي تا بهره‌برداري از آن حداقل 3 سال، به طول مي‌انجامد.

ضرب‌المثل تكميلي: كار را كه كرد؟ آن كه تمام كرد!!

 

+ به علت وفور مطالب قابل گير در اين سخنراني، اين گير و دار ادامه دارد!

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 14:1  توسط رند عالم‌سوز  |