يك:
دو: چندي پيش جشنوارهي طنزي با عنوان "طنز بانو" در فرهنگسراي بانو برگزار شد. بهواسطهي اصرار برخي دوستان (و انكار برخي دشمنان!)، دو مطلب" "چرا زن را به گل تشبيه كردند؟!" و "زن نبايد به فكر مش باشد" را برايشان فرستادم. نهايتا معلوم شد كه مرد رند به اتفاق 4 نامرد(!) ديگر، در اين جشنواره برگزيده شدهاند.
نميدانم كدام شير پاكتي خوردهاي(!) خبر را مسيجاً(!) به بوالفضول الشعرا رساند. او هم معطل نكرد و در اثناي برگزاري مراسم شيرينيخوران جشنواره، پيغامكاً(!) فرمود:
بوالفضول الشعرا:
ز طنز بانوان عمري است مستم بيا ساقي بده جامي به دستم
شنيدم رند طنزش را عمل كرد فداي طنز بانو رند(!) هستم!
مرد رند:
نميداني كه اصل ماجرا چيست خروسي بين فوجي مرغ؛ عاليست
ميان اينهمه نامرد(!)، يك رند مگر ثابت كند قحط الرجل نيست
