تبليغاتX
مرد رند!

مرد رند!

تحفه‌ ي نطنز

گزین شدند و غزال رمیده را کشتند1               شکار تشنه‌ی از ره رسیده را  کشتند
پلنگ‌های لجوج محله‌ی تردید                              غزال بد یُمن قد خمیده را کشتند
به این دلیل که از پشت ابر می‌تابید               و این بد است، زدند آن پدیده را کشتند
دو دیگر اینکه خیانت نمود (چون شویش)           بنابراین همه آن ور پریده(!) را  کشتند
گناه او فقط اینها نبود، بو می‌داد!                          زکامیان  گل تازه دمیده را کشتند
تمام دشت به او داشت مبتلا می‌شد          چه خوب شد دمِ در2، دم بریده را کشتند
به سنگ دست رساندند و در نهایت لطف               برادران، زن عقرب گزیده را کشتند
شناگران توانمند آب نادیده                                   هجوم برده و آن آبدیده را کشتند
مخالفان ترنم برای حفظ سکوت                        خیال شعر و صدای قصیده را کشتند
کشیده‌های پیاپی به او عطا کردند               و بعد از آن زن سختی کشیده را کشتند
پر از انرژی مثبت پر از طراوت بود                 شبی که در سحرش آن سپیده را کشتند
خبر نداشت کس از تیره بختی "مالنا"۳          خوشند از این که زدند آن دریده را کشتند

1- با عرض معذرت از استاد علي معلم دامغاني و شعر: "گزين شدند و سوار گزيده را كشتند".
2- نسخه: در دم! في‌الفور!
۳- آدم/قصه‌ي خاصي، مورد نظر نیست، اما فيلم مالنا ( Malèna ساخته‌‌ي جوزپه تورناتوره کارگردان ایتالیايي، با بازی مونیکا بلوچی و موسیقی انیو موریکونه ) در شكل‌گيري اين غزل بي‌تأثير نبود. ديدن نسخه‌ي بهداشتی اين فيلم، بشدت توصيه مي‌شود.

توضيح غيرضروري:
در همين راستا و ساير راستاهاي ديگر، هرگونه ارتباط بين "غزل بكش بكش" ما و ترانه‌ي "پرونده" از: "حمید عسکری" و مطالب خشونت‌باري كه در برخی مكان‌‌ها (مثل خیابان شریعتی!) اتفاق می‌افتد و یک از هزارش در صفحات حوادث روزنامه‌ها چاپ مي‌شود و هرگونه موضوع ديگر با مضمون كشت و كشتار به روش غير ديپلماتيك، به شدت هرچه تمام‌تر تكذيب مي‌گردد!
ما اصولا طرف‌دار فلسفه‌ي استفاده از پنبه‌ي هيدروفيل پاستوريزه، در بريدن سر هستيم!

بعدالتحرير:
با سپاس از دوستي ناشناس، براي خواندن مطالبي خواندني‌تر درباره‌ي مالنا، اینجا را ببينيد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 15:7  توسط رند عالم‌سوز  |