تبليغاتX
مرد رند!

مرد رند!

تحفه‌ي نطنز

دوست رشيد صاحب‌قلمي كه از بوالفضول سؤال اطلاعاتي فلسفي پرسيده بود، يك وقتي اين رباعي را نثارمان كرده بود كه:

هرچند که از زمانه شاکی هستی                  در طنز مثال حجب و پاکی هستی
(طبیعی است که حجب و پاکی صرفاَ به جهت التزام به وزن و قافیه آمده!)
در رندی ات این بس که به هر کس گفتیم         آمار نمی داد شما کی هستی

 

ما هم در جوابشان فرموديم:

قربان قد و قواره‌ت اي يار عزيز!                     اي صاحب طنزهاي همچون پانيذ

عذرم بپذير اگرچه مجهولم من                     در طنز شما "مديري" و ما تلميذ!

(طبيعي است كه در جوابيه‌ي ما هم مدير و تلميذ، صرفاَ به جهت التزام به وزن و قافیه آمده بود! ضمنا برای التزام بیشتر به قافیه می توانید یار ما را به جای عزیز ، لذیذ فرض کنید!!)

در همين راستا و برخي راستاهاي ديگر، خيل كثيري از دوستان طنزپرداز (كه ما شمرديم و زوركي به 2-3 نفر مي‌رسيد!) اصرار داشتند كه تمثال جمال بي‌مثال ما را زيارت نمايند. راست و حسيني‌اش ما هم خيلي دلمان مي‌خواهد، خودي نشان بدهيم! آمــــــّــــــا(!) به قول محمد علي بهمني و خودمان:

"شاعر شنيدني است ولي ميل ميل توست

آماده‌اي كه بشنوي‌ام يا ببيني‌ام ؟!"

اما خدا وكيل(!) نخندي به عيب‌هام

از شست پا بگير و برو تا به بيني‌ام!

تا پيش از طرح معماي بوالفضول، اين درخواست‌هاي مشروع به‌طور روزافزوني با روش چانه زني از بالا و فشار از پايين پيگيري (و در اينجا هي‌گيري!) مي‌شد. الحمدلله پس از اجراي موفقيت‌آميز معما (كه بطور قابل ملاحظه‌اي آي‌كيوي خلق‌الله را به اثبات رسانيد و مشت محكم ديگري شد بر دهان ياوه‌گويان مدافع فرار مغزها!)، اين اصرار به اسرار تبديل شده است. به اين تعبير كه:

بيت:  آن‌كه را اسرار "رند" آموختند               مُهر كردند و دهانش دوختند!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 20:38  توسط رند عالم‌سوز  | 

از: رند عالم سوز!

به: مسئول محترم طرح كارت سهميه‌بندي اينترنت!

      حضرت آقاي حسين گلابي بزرگي!

موضوع: معامله‌ي پاياپاي!

 

سلامي چو بوي خوش بي‌حجابي!

به استاد PC (!) ، "حسين گلابي"!

"بزرگي" برازنده‌ي نام هركس

نباشد، مپنداری اش انتصابي!!

هزاران "گره1" گر بيفتد به Network2

نبيند كسي در شما اضطرابي

از آن رو كه وا كردن آن گره‌ها

براي تو سهل است، چون فوت آبي

من از آن سبيل خطرناك خون‌ريز

حذر مي‌كنم، چون‌كه عاليجنابي!

از آن كس كه با تو سفر كرده بايد

بپرسم كه اندر سفر خوش‌ركابي؟

چه گردد گر "آزاد" سازي صدا را

بخواني ز بر "خوشگل مو شرابي3"؟!

و يا "افتخاري" بخواني برامان

از آن شعرهاي مدل انقلابي

...

"زمان مجاز شما يافت پايان4"

لج بنده را در مي‌آرد حسابي

بسازي اگر بنده را، در مقابل

شود چهره‌ي شعري‌ات آفتابي!

 

توضيح اضافه:

1-      گره يا  Node: سوكت يا محلي كه تجهيزات شبكه كامپيوتري به آن متصل مي‌شوند.

2-      Network : شبكه‌ي كامپيوتري

3-   ترانه‌اي قديمي از "احمد آزاد". در صورتي كه ايشان اقدام به خوانش اين ترانه‌ي مبتذل بفرمايند، اين‌جانب هيچ‌ مسئوليتي را در قبال عواقب آن نظير غش كردن ساير رفقا و مباحث منكراتي و ... برعهده نخواهم گرفت! از ما گفتن!

4-   جمله‌اي است كه در هنگام خلاص شدن كارت هوشمند اينترنت(!) و تمام شدن جيره ماهانه، في‌الفور بر روي صفحه مانيتور پيدايش مي‌شود و حال كاربر نسبتا محترم را مي‌گيرد! اينجا است كه بي‌اختيار بر زبان‌مان مي‌آيد: "يا غياث المستغيثين!" و مسئول كاملا محترم اينترنت سازمان نيز، در دم به فريادمان مي‌رسد! دم‌اش گرم!!

...

 

پيش‌آگهي بازرگاني:

با ادامه‌ي كم‌كاري "مرد رند" ، "بوالفضول الشعرا" به زودي افشا مي‌كند!

رو(كم)نمايي از مرد رند!

معماي كشف نام نامي "مرد رند"!

با جوايز نفيس(!)

براي اطلاعات بيشتر، هي(!) به وبلاگ ايشان مراجعه فرماييد!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 13:3  توسط رند عالم‌سوز  | 

 

يا : كي، كيو فيلم مي‌كنه؟!

 

اگه گفتين بالاخره كي كيو فيلم مي‌كنه؟!اين‌طوري‌كه كارگردان مشهور امريكايي، الیور استون (Oliver Stone)، دارد پيش مي‌رود، احتمالا به‌زودي پاي شخصيت‌هاي فرهنگي معاصر نيز به فيلم‌هاي ايشان باز خواهد ‌شد.

قدما معتقدند كه: "علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد"، لذا پيش از آن كه نوبت فيلم‌كردن ‌حقير سراپا تقصير برسد، با هماهنگي مشاور فرنگي‌‌كار خودمان، پيش‌شرط‌هايي را براي ايشان تعريف كرده بوديم كه گويا حالا وقت رو كردنش است:

 

به گزارش اخبار نرسيده از بنگاه خبردرآري "آي‌طنز نيوز"، اليور استون، فيلم‌ساز معلوم‌الحال امريكايي – كه ‌ساخت‌ فيلم‌هايي‌ چون: اسکندر، ‌ U Turn ، وال استریت، عنصر نامطلوب (یاسر عرفات)، فرمانده (فیدل کاسترو)، نيكسون،‌ JFK، متولد چهارم‌ ژوئيه‌، قاتلين‌ بالفطره‌ و جوخه و ... را در كارنامه‌ي ‌سينمايي خود دارد- درصدد ساخت فيلمي از زندگي مرد رند وبلاگستان برآمده است.

اليور استون كه صاحب يد طولايي در انحراف افكار عمومي (در U Turn) و يد بيضايي(!) در پاك‌سازي چهره‌هاي ناپاكي (در اسكندر) است، سعي دارد تا در يك اقدام تهور آميز (و تا حدي هم تهوع‌آميز!)، چهره‌ي مشعشع و تابان مرد رند را –كه خيل كثيري از مشتاقان، كشته مرده‌ي شناسايي او هستند - به معرض نمايش بگذارد.

 

پيش شرط هاي مشاور فرنگي "مرد رند" براي اليور استون:

1-   از آنجايي كه ايشان بازيگران قابل توجهي همچون "جنيفر لوپز"(معروف به J-Lo) و "آنجلينا جولي" را در فيلم‌هاي ‌"U Turn" و "اسكندر"، نامزد و هم‌بازي آقايان "شون‌پن" و "كالين فارل" نموده‌اند، لذا به‌منظور پيشگيري و پرهيز از نقض عدالت سينمايي، شايسته است بازيگران مشروحه ذيل نيز به فراخور فيلم‌نامه و سن و سالشان، در اين فيلم به‌كار گرفته شوند و مرد رند را همراهي نمايند: شارون استون، آنجلينا جولي، جنيفر لوپز و نيكول كيدمن!

2-      تهيه‌كننده‌ي فيلم، در اسرع وقت نسبت به بيمه كردن كليه‌ي مراحل ساخت و فروش فيلم و همچنين بيمه‌ي شخص ثالث و بيمه‌ي بدنه‌ي تمامي دست اندركاران فيلم اقدام عاجل نمايد!

3-   به منظور پرهيز از بروز شائبه تبليغاتي شدن فيلم و تبليغ اَسِتُن (ماده‌اي كه جهت پاك كردن لاك ناخن مورد استفاده عموم نسوان محترمه قرار مي‌گيرد-توضيح از مشاور آرايشي و بهداشتي!)، هنرپيشگان مؤنث فيلم (خصوصا خانم شارون استون) بايد از حنا براي رنگ آميزي ناخن‌ها و موهايشان استفاده كنند! توصيه اكيد مي‌گردد كه مراسم حنابندان ايشان در شب جمعه، كه شب رحمت و مغفرت است، برگزار گردد تا از اين رهگذر ثواب بيشتري نيز به ايشان برسد!

4-   بخش اعظم فيلم در مناطق خوش آب و هواي خارج از ايران فيلم‌برداري گردد! (شايان ذكر است مرد رند، تمامي سوراخ سنبه‌هاي ايران را در عنفوان جواني – چنان‌كه افتد و داني!- گشته است!)

5-      همچون فيلم اسكندر، بخش‌هايي از فيلم در جنگل‌هاي تايلند (ترجيحا جزاير فوكت و پاتايا) تهيه گردد!

6-   به‌منظور جلوگیری از سوء استفاده‌ي احتمالي از راش‌های فیلم (از طريق ايجاد خراش!)، نظارت كيفي بايد توسط يكي از معتمدين محل (ترجيحا عليرضا افخمي) بر تمامي مراحل تدوين فيلم، انجام گيرد.

7-   يك گروه فيلم‌بردار مؤمن و مؤمنه، به سرپرستي يكي از برادران مؤمن و معتقد (ترجيحا برادر احمد رضا درويش)، پس از درويش كردن چشم‌هاي‌شان از پشت صحنه‌هاي اين فيلم، تصويربرداري كنند.

بيت مجعول: نه فيلم "نيكسون" ماند نه فيلم "اسكندر" ... نظارتي تو بر آن پشت صحنه كن، درويش!

(قاعده تسكين در خوانش اسم "نيكسون" ، به تسكين و آمرزش روح مشاراليه كمك شاياني خواهد كرد!- توضيح از مشا"ور" ادبي مرد رند!)

8-   فيلمنامه بايد از قبل از نوشته شدن به تاييد مشاور فرنگي برسد. همچنين در نگارش اثر، فيلم‌نامه‌نويس مذكور (مذكر يا مؤنث بودن وي محل اختلاف است!)، بايد به جريانات پس از تولد شخصيت مرد رند بپردازد و از هرگونه نزديكي به وقايع و جريانات پيش از تولد ايشان به شدت پرهيز نمايد.

9-      وجهه‌ي ادبي مرد رند بايستي به شيوه‌ي مناسبي، آگرانديسمان گرديده و بسيار برجسته‌تر از ساير وجوه ايشان به‌تصوير كشيده شود!

10-  وجه آتش‌پارگي و عالم‌سوزي ايشان همچون فيلم اسكندر، مورد پرده‌پوشي و پرده‌دوزي قرار گيرد. بوالفضول الشعرا با همكاري "خیام" در اين باب به "استون" توصيه فرموده‌اند كه:

مصراع: "گر پرده بر افتد نه تو ماني و نه رند!"

11-  به‌واسطه‌ي تحفه‌ي نطنز بودن مرد رند، ضروري است در بك‌گراند آنونس فيلم، تصويري از ايشان در حال انجام برخي فعاليت‌هاي صلح‌آميز ادبي (طنز و نه‌طنز) ديده شود. تصوير مندرج در سمت چپ بالاي اين صفحه بر ساير تصاوير رجحان دارد! سبزي كاكتوس و تيزي قلمي كه از پشت گوش نويسنده عبور كرده و صاف رفته است توي چشمش، ناظر بر همين ادعا مي‌باشد!

12-   بقيه پيش‌شرط‌ها بعدا اعلام مي‌شود!

 

به‌گزارش خبرندار (خبرنگار بي‌خبر!) "آي‌طنز نيوز"، اين فيلم‌باز سرشناس امريكايي، بدون خواندن پيش‌شرط‌ها، در حالي‌كه سر از پا نمي‌شناخت، پاي ورقه‌ي مذكور را ، به شدت هرچه تمام‌تر انگشت كرد و تمامي موارد را سمعا و طاعتا پذيرفت. (غربتا الي الله).

شنيده‌ها حاكي از اين است كه پس از اين عمل، انگشت شست ايشان اندكي جوهري شد!

 

بعدالتحریر: برخی از پیش شرط ها را بوالفضول الشعرا نیابتا در بخش کامنتینگ نوشته است! آنها را هم از دست ندهید ...

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 15:48  توسط رند عالم‌سوز  | 

 اللهم عجل لوليك الفرج شهباز جنوبي1 و خراسان2 و  قيام3

از ايــن  طـرفـش: ز مولوي4 تا اعدام5

هر سوي نگاه مي‌كني، مي‌بيني:

حوري و پري در پي عرضه‌ي اندام!

 

اي مـنـتــظــر مـؤمـن! اي كار دُرسـت!

اي در تزيين، صاحب عــنوان نـخـسـت!

خوب است كه شستشو شود شهر، ولي

مــن معـتقدم كـــه قلب را بايد شست!

 

اقـدام بـه رقـص بـا كـف و دف كـرديـم

در حدّ دو ســال بـرق مصرف كـرديــم

خورديم ز بس شيريني و شربت و چاي

روراست بگويم ، به خدا كف كرديم!!

 

اوضــاع هــمـه شــده قمر در عقرب

از بس‌كه از اين زمانه خورديم ركب

ما دلخوشي‌مون اينه: شما پا شي بياي

آقــا جـون مــــا! ظهورُ نــنـداز عقب ...

 

توضيحات پايتخت‌شناسي:

۴،۳،۲،۱و5 نام پنج محله‌ي قديمي تهران كه به مناسبت نيمه‌شعبان، زيباترين تزيينات و زيباترين طاق نصرت‌هاي تهران در آنجا به منصه‌ي ظهور مي‌رسد!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 7:59  توسط رند عالم‌سوز  |